![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
87/10/25ساعت 22 توسط بی همدم |
|
|
بزن بارون که دلگیرم ، دارم این گوشه میمیرم بزن بارون که دلگیرم ، دیگه آروم نمی گیرم حالا که خسته و تنهام ، حالا که اون دیگه رفته می فهمم تازه این دردُ ، چقدر تنها شدن سخته بزن بارون که عشق اون هنوز توی نفس هامه ِ دلیل عشق پاک من ، بلور سرد اشکامه ببار .... شاید که برگرده ، تو قلبی که پر از درده ببین .... از وقتی اون رفته ، چقدر دستای من سرده
بزن بارون .... |
|
+ نوشته شده در
87/10/25ساعت 22 توسط بی همدم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
87/09/14ساعت 11 توسط بی همدم |
|
|
گل من گوش كن عزيزم گلدونت برات ميخونه
تو كدوم باغ قشنگي ريشه هات زده جوونه ميدونم وسعته گلدون واسه تو كوچيك و تنگه با تموم سادگي هاش واسه من اما قشنگ بود گل من رفتي و گلدون ميخونه برات هنوزم تو به آرزوت رسيدي باغ خوشبختي مبارك اما گاهي من مي ترسم كه تو اونجا خوش نباشي نكنه غصه بيادو گل من پژمرده باشي گل من خبر نداري دل گلدونت ميگيره اگه تو پژمرده باشي گلدونت برات ميميره گله من نگو كه اونجا دله تو برام ميگيره گله من نگو شكستي گلدونت برات بميره نكنه لگد شه ساقت زير پاي هر غريبه ساده دل نباش گله من كه دنيا پر از فريبه نكنه يه وقت شكستي آخ داره اشكام ميريزه نميدوني خاطره تو واسه من چقدر عزيزه |
|
+ نوشته شده در
87/09/14ساعت 11 توسط بی همدم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
87/09/10ساعت 20 توسط بی همدم |
|
|
بی خيال شو تـــو عزیزم ، قلب من صـدا نداره
زيــر خـــاک کردن مــــن - به خــدا نگا نداره
می دونم تو اون دل تـو -پر مکره ، پـــر حيلـه
با خودت ميگفتی هر شب کی ميشه که اون بميره
خــــاک اوٌلو تــو ریختی رو چشمای سياهم
گفتی کــور شو تا نبينی که من آغوش گنــاهم
مشت دومم تو ريختی ، از همون خـاک برهنــه
روی اين تن کفن پوش ، که بشه سوژه ی خنده
حالامن زير يه مشت خاک سرد تــوی قبــرم
برو خوش باش که ديگه من واسه هميشه مُــردم
وحشت شبای اول تـــوی اين مقبــره ی سرد
کمتر از اون شبی بود که دروغ تــو داغـونم کرد
اومدی تو سر قبرم با يه مشت گــلای وحشی
خنديدی گفتی که هرگز تو منـو دوســم نداشتی
پا شدی آهسته رفتی ، خنديدی گفتی که ساده
اين گلا برای تو نيست می دمش به عشقــی تازه
لعنتی نخند به عشقم که تنم تـو قبــر می لرزه
|
|
+ نوشته شده در
87/09/10ساعت 20 توسط بی همدم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
87/08/01ساعت 10 توسط بی همدم |
|
|
دلم مي خواد رها بشم از قفسم پر بكشم روي تموم تنهائيم يه خط قرمز بشكم رها تر از رها بشم بدون من از من رها بدون هر چي دغدغه كيه بده اين خون بها دلم مي خواد از دلهره از اين شباي بي كسي رها بشم از عاشقي موندن توي دلواپسي هم جنس پر هم وزن كاه سبك تر از برگ خيال رها تر از خواب و خيال دور از چشم خمار و خال دلم مي خواد تو سينه ام دل و با سنگ عوض كنم سنگ بزنم هر چي دلِ ريشه رو از خاك بكنم رها بشم از انتظار از اين شباي بي قرار مي خوام برم تا دور دور پا بذارم رو به فرار از اين جماعت ريا از اين فقط شعر و شعار رها بشم فرار كنم رها از اين چوبه دار
|
|
+ نوشته شده در
87/08/01ساعت 10 توسط بی همدم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
87/07/26ساعت 10 توسط بی همدم |
|
|
نه از خاکم، نه از بادم نه در بندم، نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم نه از آتش، نه از سنگم نه از رومم، نه از زنگم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم چه غمگینم چه تنهایم نه پنهانم نه پیدایم نه آرامی به شب دارم نه امیدی به فردایم چه امیدی ... چه فردایی ... اگر خوشحال، اگر غمگین چه فرقی داره تنهایی.. |
|
+ نوشته شده در
87/07/26ساعت 10 توسط بی همدم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این یه یادگاریه از من تنها که بود و نبودم فرقی نداره واسه دنیا
|
| نوشته های پیشین |
|
87/10/22 - 87/10/30 87/09/08 - 87/09/14 87/08/01 - 87/08/07 87/07/22 - 87/07/30 87/07/05 - 87/07/21 87/07/01 - 87/07/07 87/06/22 - 87/06/31 |
| پیوندها |
|
دهکده اندیشه چوپان کوچک دخترای لوس عشق |
|
RSS
|